تبليغاتX
ترِنمٍ انتظار
بسم رب مولانا المهدی (عج)

 

انتظار سازنده

آن عده از آيات قرآن كريم كه ريشه اين انديشه است و در روايات اسلامي به آنها استناد شده است در جهت عكس برداشت انتظار ويرانگر است.از اين آيات استفاده مي شود كه ظهور مهدي(عج) حلقه ايست از سلسله مبارزات اهل حق و اهل باطل كه به پيروزي نهايي اهل حق منتهي مي شود.سهيم بودن يك فرد در اين سعادت موقوف به اين است كه فرد عملا در گروه اهل حق باشد.آياتي كه به آنها در روايات استناد شده است نشان مي دهد كه مهدي موعود(عج) مظهر نويدي است كه به اهل ايمان و عمل صالح داده شده است و مظهر پيروزي اهل ايمان است.

((خداوند به مومنان و شايسته كاران وعده داده است كه آنان راجانشينان زمين قرار خواهد داد. و ديني كه براي آنا پسنديده است مستقر سازد.دوران خوف آنانرا به دوران امنيت تبديل نمايد.بدون ترس و واهمه خداي خويش را بپرستند و اطاعت غير خدا را گردن ننهندو چيزي را در عبادت و طاعت شريك حق نسازند.))1

((ظهور مهدي موعود(عج)منتي است بر مستضعفان و خوارشمرده شدگان، و وسيله ايست براي پيشوا و مقتدا شدن آنان، و مقدمه اي است برا وراثت خلافت الهي آنها در روي زمين.))2

((ظهور مهدي موعود(عج) تحقق بخش وعده هاييست كه خداوند متعال از قديمترين زمانها در كتب آسماني به صالحان و متقيان داده است كه زمين از آن آنان است و در پايان تنها به متقيان تعلق دارد.))3

قيام مهدي(عج) براي حمايت مظلومانيست كه استحقاق حمايت دارند.اين طور نيست كه قيام مهدي موعود(عج) براي نجات حق از دست رفته و صفر رسيده باشد .

شيخ صدوقي روايتي از امام صادق(ع) نقل مي كند.مبني بر اين كه اين امر تحقق نمي يابد مگر اينكه هر يك از شقي و سعيد به نهايت كار خود برسند.پس سخن در اين است كه گروه سعدا و اشقياء هر كدام به نهايت كار خود برسند.

در روايات اسلامي سخن از گروهي زبده است كه به محض ظهور اقا به آن حضرت ملحق مي شوند بديهي است كه اين گروه  ابتدا به ساكن خلق نشد ه اند معلوم مي شود در عين اشاعه ظلم و ستم و فساد زمينه هايي عالي وجود دارد كه چنين گروه زبده اي را پرورش دهد.و اين مي رساند نه تها حق و حقيقت به صفر نرسيده بلكه فرضا اگر اهل حق از نظر كميت قابل توجه نباشند از نظر كيفيت ارزنده ترين اهل ايمانند و در رديف سيدالشهدا هستند.

از نظر روايات اسلامي در مقدمه قيام و ظهور امام  يك سلسله قيام هاي ديگر از طرف اهل حق صورت خواهد گرفت آنچه به قيام يماني قبل از ظهور بيان شده است نمونه اي از اين قيام هاست.اين جريان ها ابتدا به ساكن و بدون زمينه رخ نمي دهد. و در برخي روايات اسلامي سخن از دولتي از اهل حق است كه تا قيام مهدي(عج) ادامه دارد.

از مجموع ايات و روايات استنباط مي شود كه قيام مهدي(عج) آخرين حلقه از حلقات مبازات اهل حق است كه از آغاز جهان برپا بوده.مهدي موعود(عج) تحقق بخش ايده آل همه انبيا و اوليا و مردان مبارز راه حق است.

**************************************

منبع:نشريه امان زمان به نقل از كتاب قيام مهئي ار نگاه فلسفه تاريخ، شهيد مطهري

*************************************

1-   نور/55

2-   قصص/5

3-   انبياء/5

 

التماس دعا

ياعلي

+ نوشته شده در  شنبه 31 تیر1385ساعت 0:39 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

**بسم رب مولانا المهدي (عج)**

**اللهم عجل لوليك الفرج**

دو نوع انتظار

 

انتظار فرج دو گونه است:انتظاري كه سازنده ، تحرك بخش، تعهد آور، عبادت، بلكه با فضيلت ترين عبادت است و انتظاري كه ويرانگر، بازدارنده،فلج كننده،ونوعي(اباحيگري) محسوب مي شود.اين دو نوع انتظار معلول د ونوع برداشت از ظهور عظيم تاريخي مهدي(عج) است كه به نوبه خود از دونوع بينش درباره تحولات تاريخي ناشي مي شود.اكنون به تشريح اين دو نوع انتظار مي پردازيم و از انتظار ويرانگر آغاز مي كنيم.

انتظار ويرانگر

برداشت قشري از مردم  از مهدويت و قيام مهدي موعود(عج) اين است كه صرفا ماهيت انفجاري دارد، فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم ها و تبعيض ها و اختناق ها و حق كشي ها و تباهي ها ناشي مي شود.نوعي سامان يافتن كه معلول پريشان شدن است.آن گاه كه صلاح به نقطه صفر رسد حق و حقيقت هيچ طرفداري نداشته باشد، باطل،‌يكه تاز  ميدان گردد، جز نيروي باطل نيرويي حكومت نكند، فرد صالحي در جهان يافت نشود.اين انفجار رخ مي دهد و براي نجات حقيقت نه اهل حقيقت،زيرا حقيقت طرفداري  ندارد،دست غيب از آستين بيرون مي آيدوبنابراين هر اصلاحي محكوم است،زيرا هر اصلاح يك نقطه روشن است و تا در صحنه اجتماع نقطه روشني است، دست غيب ظاهر نمي شود.بر عكس هر گناه و فساد و تبعيضي و هر حق كشي و هر پليدي به حكم اين كه مقدمه صلاح كلي است و انفجار را قريب الوقوع مي كند،جايز است.زيرا ((الغايات تبرر المبادي؛هدفها، وسيله هاي نامشروع را مشروع مي كند.) پس بهترين كمك به تسريع در ظهور و بهترين شكل انتظار ترويج و اشاعه فساد است.!

اين جا است كه گناه هم فال است هم تماشا،هم لذت و كامجويي است هم كمك به انقلاب مقدس نهايي،اين جا است كه اين شعر مصداق واقعي خود را مي يابد:

در دل دوست به هر حيله رهي بايد كرد

طاعت از دست نيايد گنهي بايد كرد.

اين گروه طبعا به مصلحان و مجاهدان و آمران به معروف و ناهيان از منكر با نوعي بغض و عداوت مي نگرند،زيرا آنان را از تاخيراندازان ظهور و قيام مهدي موعود(عج) مي شمارند.برعكس اگر خود هم اهل گناه نباشند در عمق ضمير و انديشه با نوعي رضايت به گناهكاران و عاملان فساد مي نگرند زيرا اينان مقدمات ظهور را فراهم مي نمايند.

اين نوع برداشت از ظهور و قيام مهدي(عج) و اين نوع انتظار فرج كه منجر به نوعي تعطيلي در حدود و مقررات اسلامي مي شود و نوعي اباحيگري بايد شمرده شود، به هيچ وجه با موازين اسلامي و قرآني وفق نمي دهد.

ادامه دارد.......

*******************************************

يا علي

التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه 23 تیر1385ساعت 7:48 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

 

دیربازیست چشمانم را به کوچه دوخته ام تا تو بیایی

دیربازیست چشمانم را به کوچه دوخته ام تا تو بیایی. بیایی و من در برابر قدم های تو سر به قربانگاه عشق گذارم. بیایی تا همه گل های یاس مجروح برایت قصه انتظار را بگویند. و نرگس های عاشق دل بی سامانشان را در پیشگاه عظمت نگاهت به چشمه سار عشق بسپارند. قشنگم؛ کدامین صحرا بوسه بر قدم هایت می زند؟ کدامین خیمه منور است به نور پاکت؟ نازنینم ؛بهانه گیری دل کار را به جنون کشیده است! نمی آیی؟ نگاه ملتمس عاشقانت را پاسح نمی گویی؟ ای همه مرهم دل بیمارم دیگر نمی توانم پاسخی برای بهانه های دل بی قرارم بیاورم دیگر نمی توانم اشک را بی صدا بر گونه ها جاری کنم. می شنوی صدای ضجه های بی تابانه ام را؟ چه می گویم ؟! مگر می شود نشنوی! آه خدایا ... او می شنود و من نمی شنوم. صدای نجوایش را نمی شنوم . گریه هایش را نمی بینم و فکر می کنم فقط من بی تابم. او منتظر حقیقیست منتظر است تا بیاید و صدای علی گفتن فاطمه را بین در و دیوار از گوش زمان پاک کند . او  منتظر است تا بیاید و فریاد العطش حسین (ع)  را از نجوای نخلستان های کربلا بگیرد.......

معبودا چه بگویم از غم دلتنگی و شرم... دعا می کنم مولا بیاید و من هستیم را در راه تو و در رکاب مولا بدهم که از این باارزش تر هیچ ندارم... اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 17 تیر1385ساعت 1:25 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

هر كي ندونه نرگساي باغچه ي انتظار مي دونن.خدا عاشقا رو دوست داره.مي گي نه از خودش بپرس.

ببخشيد اجازه هست؟

ببخشيد خد ا! عاشقا رو دوست دارين؟

يه سكوت سنگين همه وجودم و گرفت. انگار تو ذهنم مرور مي شد. يه صدايي... صداي يه زمزمه آروم. خدا عاشقا رو دوست داره. هر كي ندونه نرگسا مي دونن.....

صداي اذان بلند شد. آره زمزه اي كه شنيدم ... صداي اذان با عطر ياس و نرگس و فيروزه هاي كوچيك اشك همه عالم وجودم و پر كرد. ديدي خدا عاشقا رو دوست داره... گفته بودم !هر كي ندونه نرگسا مي دونن.

آروم آروم رفت گوشه دلم كز كرد. اشكُ مي گم! طفلكي ديگه نمي ره رو گونه هام !فقط آروم مي شينه گوشه ي دلم.... پنجره خالي نگاه تو هنوز آزارم مي ده... نه آزار كه نه ديوونم مي كنه. انگار هنوز بايد خالي باشه . يادته يه روزي ..بذار ببينم كي بود..آهان يه روز جمعه .. كجا بود؟ اهان دعا ندبه  تو مهديه!  بهت گفتم يه دفعه بذار ببينمت!

 با لبخند بهم گفتي بايد با عطر ياس غسلش بدي...

  با لبخند بهم گفتي بايد با عطر ياس غسلش بدي...

      با لبخند بهم گفتي بايد با عطر ياس غسلش بدي...

انگار ته دلم خالي شد! اين بار نشست كنج چشام.ا فيروزه اي اشك  و مي گم!انگار تمناي ياس مي كرد.

هر كي ندونه نرگسا مي دونن خدا عاشقا رو دوست داره.

يادته اون شب، شب جمعه ر ومي گم بازم تو مهديه خونه قشنگت  اما دعا كميل بهت گفتم دارم ديوونه مي شم. دلم تنگه.طاقت غروب جمعه بي تو رو نداره...بازم خنديدي .مثل هميشه لبخندت بوي ياسُ تو فضاي تاريك قلبم پرواز داد.بوي ياس بود اما وجودم و روشن كرد. آره خنديدي و گفتي اگر عاشقي ،دل تنگي اول راهه...

آره راست گفتي! اول دلت تنگ مي شه. بعد كم كم،‌ذره ذره خالي مي شه. تموم  اون چيزايي كه باعث مي شه جاي دلت تنگ بشه از دلت مي رن... اون قدرخالي مي شه كه تهي مي شي .. تهي از خودت و اون موقع عشقه كه مي شينه توش. آروم  وبي صدا... .

يادته گفتم دلم مي خواد من باشم، جوون باشم تا تو مي ياي... بازم آروم لبخند زدي همون لبخندي كه سراسر وجودم و به آتيش مي كشه. بي صدا اشك چشمات گوشه ي پلكات نشست... نگاهت به يه در سوخته بود.. دلت تو ميدون كربلا جامونده بود... بي صدا گفتم خدا عاشقا رو دوست داره.. و بازم آروم نگاهم كردي و لبخند زدي... اما با اشك.!مي دونم كه مي دوني عاشقي رو از تو ياد گرفتم. كدوم عاشقي سال ها منتظر مي مونه تا معشوقش اذن ظهور بده. كدوم معشوقي رو مي شه پيدا كرد كه عاشقاي ديوونش ُ نگاه مي كنه و سايه محبتش ُ از رو سرشون بر نمي داره.!....

به جز سيد مهدي (عج)!اين بقية الله!

گفته بودم خدا عاشقا رو دوست داره...

مثل هميشه آروم نگاهم مي كني،‌لبخند مي زني . اما با فيروزه اي اشك گوشه ي چشمات. يه جوري نگام مي كني كه نفهمم از دستم ناراحتي. اما نرگسا آروم پچ پچ مي كنن ، همه اينا رو از زمزمه ي بي صداي نرگسا فهميدم. آروم مي گن ،مي گن غربتت دل همه كهكشونا رو  خالي كرده. غربت.... ياد غريبي مولا علي مي افتم.كاش اون روزا بودي تا غربت علي رو بگيري ! كاش اون روزا بودي تا صداي زهرا(س) بين در و ديوار بي جواب نمونه.كاش اون روزا بودي تا الان غريب نموني.....كاش من بفهمم نگاهت چرا غم گرفته!.... كاش بفهمم ...

كاش من بفهمم نگاهت چرا غم گرفته!.... كاش بفهمم ...

كاش من بفهمم نگاهت چرا غم گرفته!.... كاش بفهمم ...

خدا عاشقا رو دوست داره.... هر كي ندونه سيد مهدي (عج)! مي دوني... براي همينم منتظر مي موني.

 

 

**********اللهم عجل لوليك الفرج*********

 

التماس دعا

يا علي

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 تیر1385ساعت 0:23 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

اي ياس ها ناله سر دهيد

نرگس ها فغان كنيد

علي(ع) تنها شد!

چاه آرام  گوش مي دهد.كسي در دل شب درد عشق نجوا مي كند.گويي تنها چاه مانده و كو له بار تنهايي علي(ع)....

سكوت شب در برابر نجواي جانسوز علي آرام كرفته است . نخل ها بي صدا گريه مي كنند و ماه مثل طفل معصومي  از خيره شدن به اين همه ظلم به گوشه اي كز مي كند و قطرات اشكِ آسمان، بر دل سياه شب مي نشيند.

فاطمه در برابر ديدگان علي(ع) پرپر مي شود و اندوه قلب او را هيچ كس درنمي يابد. جز معبودش پناهي ندارد ... و علي تنها مي شود تنهاي تنها....

روي مدياي كوچولويي كه نذر دلاي باصفا كردم كليك كنيد تا زمزمه گر اندوه علي(ع) باشيد.....

عجب رسميه رسم زمونه

قصه برگ وباد خرونه

مي ره فاطمه

براي حيدر

چادر خاكي به جا مومونه

مادر كجايي

داد از جدايي

واي مادرم ....واي مادرم...واي مادرم...

 

يا علي

التماس دعا

********اللهم عجل لوليك الفرج به حق فاطمه زهرا(س)*******

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 تیر1385ساعت 1:5 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس |