تبليغاتX
ترِنمٍ انتظار
بسم رب مولانا المهدی (عج)

دلم سخت گرفته

از دست همه نامحرماني كه محرمند!

و محرماني كه نامحرمند!

از دست در و ديوار قلب ها!

در و ديوارقلب هايي كه خشت خشتش را با خون دل مردم ساخته اند!

از دست اشك هايي كه بي پروا مي آيند!

اما در بهبوهه ذهن ها گم مي شوند!

از دست دل هايي كه دل نيست!

اذهاني كه ذهن نيست!

قلب هايي كه شكستن را استاد كرده اند!

چشم هايي كه فراموش كرده اند حيا چيست!

صورتهايي كه با تابلوي نقاشي  اشتباه گرفته مي شوند!

دستاني كه ديگر از محبت  به هم مشت نمي شوند!

جلسات دوستانه اي كه خدا در آنها گم مي شود!

دلم سخت گرفته

از دست من!

از دست همه  من هايي كه فقط مي گويند من!

از دست همه آنهايي كه فقط مي گويند من!

از دست  منِ خودم!

دلم به سختي گرفته!

به خاطر كوچه هاي شلوغ  اما خلوت!

تنهايي هاي خلوت اما شلوغ!

سكوت بي صدا اما پر از فرياد!

جاده هاي كوتاه افكار!

افق هايي كه دقيقا تا جلوي چشمان بيشتر كشيده نمي شود!

دلم گرفته از گم شده ها!

گم شده هايي كه اگر پيدا نشوند من هم ، ما هم ، گم مي شويم!

از صداقتي كه بين خالي بندي افكار گم شده!

از محبتي كه با يك عزيزم تو خالي جاده انحراف رفته!

از عشقي كه بازيچه ي هواي نفس بيماردلان شده!

عشقي كه غريب گوشه اي كزكرده تا يكي با صداقت و بي ريا!

خالصانه صدايش كند!

از همه معشوق هايي كه دلدار نيستند!

از همه دلدارهايي كه عاشق نيستند!

از فانوس هاي خاموش انفاق و ياري!

از همه انفاق هاي روشن و پر نوري كه چشم ها را كور مي كنند!

از همه خالص بودن هايي كه خلوص را به زانو در آورده اند و آن را در بند نفس نموده اند!

از همه آزادي هايي كه فقط اسارت را معنا مي كنند!

ار نقاب هايي كه هميشه ((آپ ديت ))مي شوند!

از مجالس عزاداري .........!

از همه نوحه هايي كه به سبك اروپايي به دل ها مي نشيند!

و باز هم از خودم!

از منِ خودم....!

دلم آشوب شده1

آشوب از همه صلح هاي پوچ!

عدالت هاي جبارانه!

عدالت هاي دلسوزانه!

عدالت هاي عادلانه ي غم انگيز!

اشاره هاي پنهاني و ظاهرسازي هاي آشكار!

دلم تنگ گرفته

از غم انگيز ترين رمان تاريخ !

رمان  بي سَرو تَهِ حقوق بشر!

دلم گرفته از عاشورايي كه عاشورا نيست!

كربلايي كه هنوز شناخته نشده!

محرمي كه به همه چيز مَحرم شده!

هيئتي كه به بلندي صداي تبل و سنج و انبوه جماعت زنجير  زني  محبوب مي شود!

به ترانه هاي كه فقط نفرين و انتقام است!

كينه و خصم است!

سرودهايي كه رنگ ترديد گرفته!

آسمان خراش هايي كه آسمان قلب هاي دردمند را مي خراشد!

جامعه مُدرن امروز!

مردنيتي كه فاصله ها را به بلنداي دوردست ترين راه ها كشيده است!

آنان كه ديروز بودند و ديدند كه اگر ديروز نبود امروزي هم وجود نداشت!

اما امروز هستند  و فراموش كرده اند كه فردا ديروزي خواهد داشت!

از قاطي كردن آب به خون شهدا!

و مخلوط كردن ماسه هاي بادي به خاك جبهه ها!

از ارزش هايي كه بين قلب ها دفن شده!

از چفيه هايي كه ديگر تنها چفيه نيستند!

و در ابعاد ريا و دورويي به مردم عرضه مي شوند!

 قِلقِلَك پول دار شدن!

نان در آوردن حتي به قيمت گم كردن خدا!

دفتر مشقي كه به نام نامي دنيا شروع مي شود!

از آيينه هايي كه ديگر راست گو نيستند!

و باز هم دلم گرفته از خودم!

از منِ خودم......

دلم گرفته از كتاب هايي كه فقط سياه شده اند!

فيلم هايي كه حرفي براي گفتن ندارند!

رمان هايي كه بچه بازي شده اند!

زندگي هايي كه داستان همان رمان ها مي شوند!

محبت هايي كه در قلب ها گم مي شود!

دلم به تنگ آمده

از فراموش كردن ها!

فراموش شده ها!

از پاشيدن غبار بي ارزشي بر جام بلورين و  باارزش ارزشمندترين ارزش ها!

از شكستن قلب ها!

از شنيدن قتل ها!

از فرار مغزها!

دلم گرقته از

از غريبي و غربت او كه مي آيد

اما ما خود دليلي براي نيامدنش شده ايم!!

دلم گرفته و در اوج خستگي اميد وار است!

مي داند روزي خواهد آمد تا آسمان دوباره بخندد

رنگ خون شهدا قرمز عشق شود

خاكريزها غبار فراموشي را از خود بزدايند

قلب ها ديگر نشكنند

دل ها محبت را معنا كنند

داستان ها رنگ حقيقت بگيرند

حرف ها دلنشين شوند

تنهايي رنگ عشق بگيرد

سرود ها زمزمه گر محبت باشند

ترانه ها براي عشق خوانده شوند

و منِ خودم بيدار شود.....

 

پس بلند و در اوج انتظار فرياد برآوريد.....

اللهم عجل لوليك الفرج

 

 

التماس دعا

یا علی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 خرداد1385ساعت 4:59 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

از فراق يار چه بايد كرد؟

اگر بگويم فاطمه(س) براي علي (ع)هم همسري مهربان بود و هم ياور و مادري دلسوز كم گفته ام.آسمان نگاه كوچه هاي مدينه چه بي پروا به دنبال رد خون سينه اي بر زمين كشيده مي شود ،مگر نمي داند دل علي(ع) در ميان اين كوچه ها از هم گسست.دل علي جا ماند در ميان در خانه اي كه قبل تر از اين شاهد نگاه هاي فاطمه (ع)به علي (ع)بود. همان نگاه هايي كه در بهشت چنان عطري را بر پا مي كند كه بهشتيان سراسر ديوانگي مي شوند و مست از اين بو به مرز جنون كشيده مي شوند...

چگونه به خود اجازه دادند به مادرسيلي زنند ؟!فاطمه(س) ناموس خداست. چگونه ... چگونه .... هنوز مدينه در شگفتي سيلي نامردان شرمنده نگاه به آسمان است.

مهدي جان! مي دانم هنوز در غيرت سيلي كه به مادرت زدند مي سوزي.مي دانم قلبت هنوز ميان در و ديوار خانه مادرت مانده است.مي دانم غربت علي هنوز بر دلت سنگيني مي كند..

مهدي جان! اربابم! آقايم! اي كاش بدانيم حجاب ديدنت خود ما هستيم! اين دل خسته اين چشم اشك بار جز شرم چيزي ندارد. نمي دانم ملائك چكونه تاب ديدن اشك هي تو را دارند...

خدايا! معبودم ! محبويم ! به حق فاطمه زهرا(س) زمينه ظهور مولا را فراهم بنما. ياريمان كن تا آماده شويم و از سربازان حقيقي مولا باشيم. الهي ! قلب ها در اندوه نگاهش به تپش افتاده و آسمان دل ها در غباري از انتظار گم  شده است....

اللهم عجل لوليك الفرج.

اندوه علي (س)از فراق فاطمه(س).....

سلام بر تو رسول خدا(ص)!سلامي از طرف من و دخترت كه هم اكنون در جوارت فرود آمده و شتابان به شما رسيده است! اي پيامبر خدا! صبر و بردباري من با از دست دادن فاطمه كم شده ، و توان خويشتن داري ندارم، اما براي من كه سختي جدايي تو را ديده، و سنگيني مصيبت تو را كشيده ام، شكيبايي ممكن است. اين من بودم كه با دست خود تو را در ميان قبر نهادم، و هنگام رحلت ، جان گرامي تو ميان سينه و گردنم پرواز كرد. پس امانتي كه به من سپرده بودي برگردانده شد و به صاحبش  رسيد. از اين پس اندوه من جاودانه، و شبهايم ،شب زنده داري است.تا آن روز كه خدا خانه زندگي تو را براي من برگزيند. به زودي دخترت تو را آگاخه خواهد ساخت كه امت تو چگونه در ستمكاري بر او اجتماع كردند. از فاطمه بپرس ، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير، كه هنوز روزگاري سپري نشده و ياد تو فراموش نگشته است. سلام به هر دوي شما، سلام وداع كننده اي كه از روي خوشنودي يا خسته دلي سلام نمي كند. اگر خدمت تو باز مي گردم از روي خستگي نيست، واگر در كنار قبرت مي نشينم از بدگماني بدانچه خدا صابران را وعده داده نمي باشد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 خرداد1385ساعت 5:36 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

 عشق یعنی ذکر ناموس خدا........

 

 عشق يعني ذكر ناموس خدا

        يا علي گفتن به زير دست و پا

                فاطمه يا فاطمه يا فاطمه

                 فاطمه يا فاطمه يا فاطمه

                    فاطمه يا فاطمه يا فاطمه

                            عشق يعني انقلاب فاطمه

                                  از كبودي چشم خواب فاطمه

                                       عشق يعني عشق ناب فاطمه

 بيت الاحزان خراب فاطمه

     عشق يعني صحبت بي واهمه

          حيدر در بند پيش فاطمه

                 آنكه خود مرد دلير جنگ بود

                       دستگير فرقه اي صد رنگ بود

                              عشق يعني غسل زير پيرهن

                                    دست بيرون كردن از زير كفن

                                          عشق يعني صبر در هنگام خشم

                                                      عشق يعني جاي سيلي روي چشم

عشق يعني قلب چون آيينه اي

     جاي ميخ در به روي سينه اي

          عشق يعني انتظار منتظر

               سينه اي مجروح از مسمار در

                     عشق يعني گريه هاي حيدري

                            دختري دنبال نعش مادري

                                  عشق يعني طاعت جان آفرين

                                     رد خون سينه بر روي زمين

                                               دنبال حيدر مي دويد

                                                   از سينه اش خون مي چكيد

                                                            شكر خدا زينب نديد

                                                                      زهرا يا زهرا

اميدوارم اين نواي دلنشيسن به دل شما هم بينه و هر وقت دلتون گرفت التماس دعا... خدا دلاي شكسته رو خيلي دوست داره.......

عشق يعني ذكر ناموس خدا...

 

 یا علی

 

+ نوشته شده در  شنبه 20 خرداد1385ساعت 8:8 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

 

العجل عزيز زهرا........

مولايم!   

كي مي آيي تا با آمدنت صداي ناله فاطمه(س) را از طنين قلب زمان  محو كني......

تا كي به اميد آمدنت گل هاي ياس ترانه جدايي سر دهند.......

تا چه وقت نرگس هاي عاشق سرود عشق را در زير باران انتظار  زمزمه كنند........

اي منتقم زهرا(س)!

مي دانم شال عزاي مادرت را بر دوش داري..... و هنوز در غيرت سيلي و پهلوي شكسته مادرت مي سوزي....

اللهم عجل لوليك الفرج

      اللهم عجل لوليك الفرج

                 اللهم عجل لوليك الفرج

 

التماس دعا

يا علي

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 خرداد1385ساعت 4:59 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

 

 

شبی با دیده تر ناله کردم

به دور از عقل و در كنار دل

كنجي از کاروان عشق ..

و اكنون من ماندم و روزگار فراق و درد دوري تو

بي قراري هايم آرامش قلب آشفته ام شده

و بهانه تو را ديدن... چه مي گويم ديدن!!!!!!!

متي ترانا و نراك؟

خوشا به حال آنانكه مي توانند اين جمله را با نگاهي آرام زمزمزه كنند.

و با قلبي مطمئن ترانه سراي آن باشند...

من كجا و ديدار تو كجا...

دلم گرفته و جمعه ها و غروب ها بي پروا از نگاه  نرگس هاي عاشق

مي آيند و مي روند.

آسمان عجيب غريبانه به زمين چشم دوخته است و راه عبور از دل ها ميان همه واژه هاي انتظار خلاصه شده است.....

معبودا!.... اللهم عجل لوليك الفرج.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 خرداد1385ساعت 7:35 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

مردي از تبار عشق

نمي دانم، هم گفتن از او سخت است هم نوشتن از او.اما باور دارم او مردي بود از آسمان مردي از تبار عشق..... شما چه مي گوييد؟ راستي سلام، نمي دونم از كجايي و دلت چه رنگيه!!! شايد آسمونش  مثل آسمون سرزمين دل خودم باشه، چي مي گم دل من كه دل نيست...... اما امدم يك كمي درددل كنم. دردل از يك غم.غمي كه نه تنها من بلكه همه عالم و زير سوال مي بره؟ غم موندن اما بي فايده بودن.....تا حال شده حس كني كه هستي اما موندنت شده يك سايه ي شرم؟...

بگذريم........

دل همه، همه كه نه اما دل انسان هايي كه مي دونن امروز تو بيت امام چه خبره گرفته. سعي مي كنم از او بگم اما من كجا و از او گفتن كجا!مي خوام از خوبيهاش بگم اما تو واژه هاي توصيفش گم مي شم.مي خوام از عظمت نگاهش بگم اما توي جبروت و محبت نگاهش مي شكنم. مي خوام از كاري كه كرد بگم اما نه قلم نه ذهنم اجازه مي ده! امام و فقط خود امام مي تونه روايت كنه.

***وما بايد اين معنا را باور كنيم كه ما از عنايت حق است كه از هيچ به اينجا رسيديم و از عنايات حق است كه ما توانستيم اين ملت را – يعني ملت توانست من كه چيزي نيستم – توانست اين ملت را از زير يوغ ستمشاهي و بدتر از او يوغ آمريكا و شوروي و امثال اينها بيرون بياورد.سابقه ندارد كه يك ملتي سرپاي خودش بيايستد و بگويد نه اين و نه آن، اين سابقه ندارد.***

***من دعاگوي همه هستم و شما احتمال اين را بدهيد كه اگر به من بگوييد خدمتگزار بهتر از اين است كه بگوييد رهبر، رهبري مطرح نيست خدمتگزاري مطرح است.اسلام، ما را موظف كرده كه خدمت بكنيم. خدمتگزاري مطرح است.***

***من شرمم مي آيد كه خود را در مقابل اين عزيزان سرشار از ايمان و عشق و فداكاري به حساب بياورم،آنان با عشق به خداي بزرگ به معشوق خويش پيوستند و ما هنوز در خم يك كوچه هم نيستيم.***

اين همه تواضع و اين همه اعتقاد. من كه كم آوردم. بيش تر از هميشه غم موندن و بي فايده بودن رو دلم سنگيني مي كنه...

***آنچه مهم است آن است كه انسان با هر منطقي كه بتواند خدمت كند و اداي وظيفه كند كه پيش وجدان خود شرمنده نباشد.وصول به مقاصد و عدم آن بسته به اراده الهيه و به ما تكليفي  نيست.***

***ان شاءالله كه موفق  و مويد باشيد ومن دعا مي كنم به شما و دعا كنيد كه من غافل نشوم از اين دعا گويي.ان شاءالله خداوند همه تان را حفظ كند وو در پناه امام زمان(عج) از عنايان حق تعالي برخوردار باشيد.***

زمين برايش كوچك شده بود و آسمان بهانه هاي دلش را بيشتر مي نمود تا سرانجام به ملكوت اعلا پيوست..... انالله و انا اليه الراجعون.

 

**//اين شعر 10 ساعت قبل از پيوستن روح ملكوتي امام به ملكوت اعلا از دل روح الله به صفحات كاغذ نوشته شد تا عشق را به تفسير بكشد.

غم مخور ايام هجران رو به پايان مي رود

اين خماري از سر ما ميگساران مي رود

پرده را از ري ماه خويش بالا مي زند       غمزه را سر مي دهد غم از دل و جان مي برد

بلبل اندر شاخسار گل هويدا مي شود         زاغ با صد شرمساري از گلستان ميرود

محفل از نور رخ او نورافشان مي شود     هر چه غير از ذكر يار از ياد رندان مي رود

ابرها از نور خورشيد رخش پنهان شوند      پرده از رخسار آن سروخرامان مي رود

وعده ديدار نزديك است ياران مژده باد

روز وصلش مي رسد ايام هجران مي رود

*************************************************************

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا

یا علی

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 خرداد1385ساعت 0:20 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

 

 

   

 

          

   ما معتقديم عشق سر خواهد زد

     بر پشت ستم کسی تبر خواهد زد

سوگند به هر چهارده آيه نور

        سوگند به زخم های سرشار غرور

           آخر شب سرد ما سحر می گردد

       مهدی به ميان شيعه بر می گردد

ای مرد علم به دوش من يا مولا

        ای سيد سبز پوش من يا مولا

               ای سيد سبز پوش من يا مولا

                      ای سيد سبز پوش من يا مولا

         برگرد، عجيب درانتظارت هستند

يک عده عجيب بی قرارت هستند

**************************************************

نمی گذاریم ایران سقوط کند........

در دوران جنگ جهانی اول و اشغال ایران توسط قوای انگلیس و روسی که حملات و هجوم ها به ملت شیعه اوج گرفته بود مرحوم آیت الله العظمی نائینی خیلی پریشان بودند و نگران از اینکه این وضع به کجا خواهد انجامید نکند این کشور محب و دوستدار امام زمان(عج) از بین برود و سقوط کند........

در همین حال شبی به امام عصر (عج) متوسل می شوند و در حال توسل و گریه و ناراحتی در عالم رویا می بینند:

دیواریست به شکل نقشه ایران که شکست برداشته و خم شده و در حال افتادن است.در زیر این دیوار، یک عده زن و بچه نشسته اند و دیوار دارد روی سرشان خراب می شود.

مرحوم نائینی وقتی این صحنه را می بینند به قدری نگران می شود که فریاد می زند و می گوید: خدایا ! این وضع به کجا خواهد انجامید؟

در این حال می بیند که حضرت ولی عصر(عج) تشریف آوردند و دست مبارکشان را به طرف دیواری که خم شده بود و در حال افتادن بود، گرفتند و آن را بلند کردند و آن را سر جایش قرار دادند و فرمودند:

((اینجا شیعه خانه ماست؛ می شکند، خم می شود، خطر هست، ولی ما نمی گذاریم سقوط کند.ما نگهش می داریم.))

برگرفته شده از کتاب میر مهر، پورسید آقایی(با اندکی تصرف)- مجله امان زمان

 

 

التماس دعا

یا علی 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 خرداد1385ساعت 8:13 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

متی ترانا و نراک؟

السلام علیک یابن فاطمة الزهرا(س)

سلام بر همه منتظران ... سال ها گذشت و هنوز زخم دلتنگی های دل های منتظران درمان نگشته است.....

دردم از یار است و درمان نیز هم....

یه مطلب جالب از نشریه امان زمان می نویسم. .. ان شاءالله مورد عنایات حضرت حق و امام زمان(روحی فداه) قرار بگیریم .

*********************************************************

ظهور مهدی (عج) با اجتماع یارانش قرین است. اصحاب سختکوشی که با حضور خود فرمان موعود را لبیک گفته، گرد آفتاب وجودش حلقه می زنند تا در رکاب او وعده الهی را تحقق بخشیده، حاکمیت دولت اهل بیت را بر جهان بگسترانند.

جوانگرایی:

بیشتر یاران مهدی (عج) جوان هستند آنگونه که امیر سخن علی(ع) بدان اشاره می کند.

((یاران قائم جوان هستند و در میان آنها پیرمرد یافت نمی شود جز مانند سرمه در چشم و نمک در طعام، که کمتر از هر ماده در طعام نمک است)).

موعود نیز خود جوان است و هر چند که صد سال از حیات او گذشته، ولی به اعجاز الهی، سیمایش مانند جوانی خوش چهره می میاند؛ امام حسن(ع) در بیان این نکته می فرماید)(خداوند، مهدی (عج) را به قدرت خویش در سیمای جوانی کمتر از چهل سال آشکار می کند.))

313 دولتمرد:

یاران مهدی (عج) 313 نفر هستند؛ به تعداد یاران پیامبر در جنگ بدر ، و به تعداد یاران طالوت در نبرد با جالوت، این رقم در بسیاری از روایات معتبر شیعه و سنی به ما رسیده است؛ از جمله، فرمایش پیامبر اکرم (ص) که آنها را 313 نفر به تعداد اصحاب بدر می داند.

و سخن پیشوای ششم، امام صادق(ع) :

((هرگاه 313 نفر به تعداد اصحاب بدر گرد امام جمع شوند بر او قیام واجب خواهد بود.))

همچنین در تفسیر آیه((الامه المعدوده)) به عدد یاران امام زمان(عج) اشاره شده است.

امام علی (ع) می فرمایند)(امت معدوده، اصحاب 313 نفره قائم (عج) هستند.))

امام باقر(ع) می فرمایند: یاران صاحب الزمان(عج) 313 نفرند، به خدا قسم آنان  امت معدوده هستند.

احادیثی نیز بر رقم هایی چون5 هزار، ده هزار، و 12 تا 15 هزار نفر تتاکید دارد. و یا بر زنده شدن (رجعت) و همراهی بسیاری از برجستگان دین و مومنا ن گواهی می دهد.

البته این ارقام متفاوت و مختلف، منافاتی با رقم واقعی اصحاب امام مهدی (عج) ندارد. بلکه 313 نفر ، همان یاران اصلی و نخست امام هستند، که با گرد آمدن ایشان دعوت صاحب الزمان(عج) آغاز می شود. و سپس با جذب و گرد آمدن دیگر دوستان و ارادتمندان او حرکت شکل می گیرد.کلام امام صادق(ع) به این نکته اشاره می کند)(پس از اجتماع 313 یار، امام تا هنگام گردآمدن ده هزار نفر در مکه اقامت کرده، و پس از کامل شدن یاران راهی مدینه می شود.))

امام جواد(ع) به صحیفه ای مختومه اشاره می کند که در آن مشخصات یاران حضرت مهدی ثبت شده است.

((همراه مهدی (عج) صحیفه ای مهر شده ای هست که اسامی یارانش همرا با ویژگی ها، شهرت آراستگی ها و کنیه هایشان در آن نوشته شده است.))

**************************************************

و چه زیباست انتظار منتظر........

یا علی

التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 خرداد1385ساعت 1:45 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس |