تبليغاتX
ترِنمٍ انتظار
بسم رب مولانا المهدی (عج)

باز این چه شورشست که در خلق عالم است

 

 

بسم رب المولانا المهدی - عج

می شود در نفس بهار نفس کشید و شکوفه های عشق را بر دیده ها نهاد و سرشار شد از معنویت و احساس. امسال هر چند بهاری نو در پیش است اما سالی که با اربعین حسینی آغاز شودسالی حسینی خواهد بود . چه زیبا طبیعت به تفسیر عشق نشسته است و ما نظاره گران این مفسریم. دعا کنید امسال انتظار به پایان آید. شکوفه های فرج بشکفد و بهار ظهور آشکار کردد. برای همه شما سلامتی سعادت سر سبزی را آرزو مندم. (تکمیل باقی هفت سین با شما!)

یا علی

التماس دعا

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 اسفند1384ساعت 9:23 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

حرم عشق کربلاست و چگونه در بند خاک بماند آنکه پرواز را آموخته است و را ه کربلا را می شناسد.                 شهید آوینی

شهدا شمع محفل بشریتند .امام خمینی (ره)

شهیدان را چقدر شناخته ای ؟ چقدر سعی کرده ای مانند آنها باشی؟..........و هزاران سوال دیگر که مرا تا سرزمین قلبم می یرد و شرمنده نگاه شهیدان به آتش می کشاند. کجا ایستاده ام. آیا به قدم گاه عشق رسیده ام؟ کدامین زمزمه را باید بخوانم تا سرودی شود بر قلب تنهای افکارم و لحظه ای درنگ کنم تا بدانم سرزمین نور و ایمان چه رنگی دارد! می روم اما از بی هدف رفتن خود بیمناکم. می نشینم اما می دانم نشستن من یعنی مرگ !! پس باید رفت و با هدفی عظیم باید گام برداشت تا به سر منزل یار رسید. بگو یا علی و بدان علی یار توست.

پس یا علی

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 اسفند1384ساعت 8:45 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد
+ نوشته شده در  جمعه 26 اسفند1384ساعت 0:49 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

و اینجا کربلا............

السلام علیک یا ابا عبدالله السلام علیک  یا صاحب الزمان.

عاشورا عاشورا عاشورا... کربلا کربلا کربلا... با خودم فکر می کردم عاشورا یعنی چی؟ کربلا کجاست ؟ نه اینکه ندونم عاشورا چه روزیه و کربلا کجاست نه .خوب می دونم کی عاشوراست و کربلا کجاست.! اما یه چیزی ذهن کوچیکم و به خودش مشغول کرده. چقدر اتفاقات روز عاشورا به اتفاقات دورو بر من نزدیکه! چقدر صحنه ی کربلا با صحنه هایی که    می بینم شباهت داره! نکنه ایجا کربلاست و ما هم توی ظهر عاشورا.....نکنه تو قتلگاهیم و مثل کبک سرمون توی برفا قایم کردیم .... آره درسته اینجا کربلاست .کربلا همین نزدیکیا بیخ گوش ماست و نمی دونیم. عاشورا همین الانه و ما غافلیم. یکی می  شه عمر بن سعد و دیگری شمر ....یکی می شه قاتل و دیگری مقتول..... یکی اسیر می شه و دیگری فدایی..... خدای من چی دارم می گم...یعنی واقعا اینجا کربلاست و این موقع روز عاشورا....... درسته الان میدان مبارزه حق بر باطله وامام زمان ما غریبانه تر از جدش در وسط قتلگاه ایستاده...نمازمی خونه اشک می ریزه و دعا می کنه .بگو برای کی دعا می کنه برای من! من روسیاه به درد نخور.....! برای من و ما! برای ما و شما !تا شاید ندای غریبیش و جواب بدیم! بلاخره بفهمیم اسلام داره کم کم توی دنیای پوشالی که ساختیم گم می شه، بفهمیم که دیگه وقتشه... دیگه وقتشه دیگه، وقتشه مولا بیاد.... اگر تو کربلا امام حسین غریبانه شهید شد الان ما داریم امام زما ن  سید مهدی عزیز دلمون و توی غریبی رها می کنیم ...تازه اون موقع امام حسین(ع) عباس و داشت ......قاسم و داشت.... زینب(س) و داشت .... حر و داشت اما مولامون کی رو داره غیر خدا ؟اون موقع لشکر یزید 300 هزار نفر بودن و حالا دشمنای اباصالح سید مهدی میلیون ها نفر! نمی گم مولا هیچ کس و نداره نه نوکرایی داره که با یه اشاره جونشون برا ی مولا می ره. اما اون دشمنا کجا این دشمنا کجا ! مولا نوکرای به درد بخور    می خواد ...اون موقع حداقل امام حسین می دونستن یاراشون چقدر با وفاین  چقدر می شه روشون حساب باز کرد اون موقع اصحاب حسین می دونستن اگر نمیرن اگر خالصانه جونشون و نذارن توی طبق اخلاص عاشق نیستن .! اما ما تا حالا چقدر نشون دادیم چند مرده حلاجیم .تا چه اندازه مولا می تونه رومون حساب باز کنه!؟ نه اینکه مولا ندونه اما خودمون چقدر از خودمون اطمینان داریم اگر بگن فردا امام زما ن می یاد و تو باید بری لباس رزم بپوشی و اسلحه به دست بگیری و بجنگی چکار می کنی ......نه نشد نگو می رم هر چی بگی می کنم و جونم و برای مولا فدا می کنم... ..چشمات و ببند و با تما م وجود احساس کن واقعا اتفاق افتاده اول چیزی که به ذهتنت می رسه چیه ؟ . نمی دونم به کجا رسیدی ؟ چقدر تونستی دل از دنیا بکنی ،چندتا عاشق شدی  (منظورم اندازه ی عاشقیته، دریایی عاشق شدی یا به یه جوی کوچولو اکتفا کردی؟) ، چقدر فهمیدی برا چی داری زندگی   می کنی؟، تا وقتی ، اون لحظه که بهت گفتن باید بری . بری و جونت و برای خدا در رکاب مولا بدی چقدر طول می کشه فکر کنی ؟ خوش به حال اونایی که لحظه ای درنگ نمی کنن. کار عقب افتاده ندارن. لحظه ای به این فکر نمی کنن که اگر برن فلان  کار می شه فلانی دق       می کنه شرکتشون بر شکست می شه .... نمی دونم کجای خط ایستادی  اما اگر توی خط مقدمی دمت گرم خوش به حالت برای ما هم دعا کن.

یا علی

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 اسفند1384ساعت 8:30 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

 

کوی یار

به کویت آمدم تنها و بی کس

بگویم درد دل ما را همین بس

کشاندی این چنین تا خانه ات دوست

شکستم این چنین در سایه ات دوست

نمی دانم چه در من دیده ای یار

کدامین قصه در دل خوانده ای یار

وگر نه من کجا اینجا کجا دوست

خدا یا هر چه دارم رحمت اوست

ببین اشک قلم را در نگاهش

که اکنون این دلم گشته خدایش

اگر اکنون  در کوی تو هستم

به شوق روی تو مجنون نشستم

هزاران حرف دل دارم که گویم

تو خود دانی که خواهم من چه گویم

منم درد و تو درمان دل من

منم خسته تو سامان دل من

منم تنها تو تنها یاور ای دوست

منم مجنون تو تنها لیلی ام دوست

منم عاشق تو تنها عشق پاکم

منم شرمنده  پیشت گرد خاکم

ببین خورشید جمعه رنگ خون شد

دگر وقت الیه الراجعون شد

بیا مولا بیا دردم دوا کن

بیا دیگر گره از دل تو وا کن

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اسفند1384ساعت 9:34 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

 

به عاشقی گفتند چرا چنین پریشانی :

گفت: نگران از آنم که به پای معشوق خاری رود.....

آهای با توام تویی که می گی عاشقم.آره با خودتم .تا حالا شده فکر کنی عاشق کیه و معشوق چه طوریه .تا حالا شده ته دلت یه دفعه خالی بشه انگار می خوان دلت و از جاش بکنن؟ .... تا حالا شده بپرسی چه طوری ندید ه عاشق می شن؟ .آخه تو دنیای ما خیلیا فکر می کنن عاشق وقتی عاشق می شه که معشوقش و ببینه و همون قضیه همیشگی یه دل نه هزار دل بهش ببازه.این آدما فکر می کنن عشق به چشم و ابرو و بینی قلمیه! اما نمی دونن ندیده عاشق شدن چه کیفی می ده.... تا حالا فکر کردی چه چیزی شهدا رو به درجه شهادت رسوند؟ چی باعث شد همت بشه حاجی همت.چه چیزی از باکری ها باکری ساخت....کدوم نامه سر به مهر محمد و کشوند جبهه ؟ نمی شناسیش محمد گرامی رو می گم. همونی که تو جشن عروسیش پلاکارد درست کرد و به درو دیوار خونه نصب کرد. هر کدوم از اون پلاکاردا دنیایی عشق بود مثلا روی یکی شون نوشته بود :(زن در اسلام زنده سازنده و رزمنده است. به شرط آن که لباس رزمش لباس عفت باشد ). وروی دو تا پار چه بزرگ هم نوشتند ((عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنید.)).... دیگه چی بگم برات .... از کدوم شهید ؟ فکر می کنی شهید شدن همین طوریه؟ هر کی دلش گرفت و یه کمی برای اسلام و ائمه دلش سوخت و هوایی کربلا شد می تونه شهید بشه می تونه بشه همت می تونه بشه حمید باکری می تونه بشه مهدی باکری .... نه نه اشتبا ه نکن . شهادت نردبانی بس عظیم است . بلند و رفیع تا بخوای یه پله بری بالا باید 180 درجه عوض بشی.!اینا عاشق بودن اینا فهمیدن عشق چیه معشوق کیه .... آره همین ها بودن تو جبهه ها آشفتگیشون , دعا کردنشون برای مولای غریب بود . جون دادن تا آقا غریب نمونه اسلام زنده بمونه . و حالا تو .... ای کاش می دونستیم عشق چیه و بعد به یدک می کشیدیمش. اما هنوز دیر نشده . گوش بده.... با دلت گوش بده می شنوی .انگار یکی از اون ور آسمون داره می خونه........

الا ای عاشق اندوهگینم

نمی خواهم تو راغمگین ببینم

اگر آه تو از جنس نیاز است

در باغ شهادت باز باز است

در باغ شهادت باز باز است

در باغ شهادت باز باز است

................................

+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 اسفند1384ساعت 9:16 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس |