تبليغاتX
ترِنمٍ انتظار
بسم رب مولانا المهدی (عج)

صدای زنگ قافله، از تو بیابونا می یاد

یکی من و صدا می کرد، کیه که همسفر می خواد

این کاروان سالار کیه؟ به عشق زینب مبتلاست

غریبونه صدا می کرد عازم دشت کربلاست

ای ساقی لب تشنه ها به خاطر ام البنین

میون این گریه کنا گریه های منم ببین......

......................

امان از دل زینب

کاروان می رود آهسته و نرم

زینب زیر لب آرام زمزمه می کند حسین

حسین غریبانه زینب را نجوا می کند

آسمان شرمنده کاروان است

و آب .........

رقیه به دور دست خیره می شود و ریز و بی صدا ذکر یا زهرا می گوید

عباس سر به زیر یا حسین می خواند

ام البنین لالایی اصغر را جانسوز تر زمزمه می کند

و باز زینب بی صدا فریاد می زند حسین...حسین....حسین

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 0:23 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

 

و اكنون دستان علي(ع) در دستان محمد (ص)است. كاروان همه برگشته اند و ندايي آسمان را سراسر نور  و احساس مي كند. من كنت مولاه فهذا علي مولا.... 

                            من كنت مولاه فهذا علي مولا....

                             من كنت مولاه فهذا علي مولا....  

                                                                                   

به نام خداي علي(ع)

سلام بر شيعه علي(ع)

اين بار هم به رسم عادت با قلم به سراغتان آمديم. تا برايتان چند كلمه اي حرف از جنس يادگاري بنويسيم.اول كلام گفتم شيعه علي، (ان شاءالله كه واقعا شيعه مولا باشيد) به حقيقت شيعه علي كيست؟ مولا در خطبه 187 در نهج البلاغه برادران و ياران خو درا چنين مي خواند:... برادرانم كه قرآن را خوانده اند و بر اساس آن قضاوت كرده اند و در واجبات الهي انديشه كرده وآنها را به پا داشته اند. سنت هاي الهي را زنده و بدعت ها را نابود كردند.دعوت جهاد را پذيرفته و به رهبر خود اطمينان داشته و از او پيروي كرده اند.

به راستي ما كه خود را شيعه علي مي دانيم چقدر سعي كرده ايم به مولا نزديك شويم.چه از لحاظ رفتار و كردار و چه از لحاظ روحي و عاطفي؟

چقدر با نهج البلاغه انس گرفته ايم؟كتابي كه سراسر زيبايي و طراوت است.جملاتي كه انسان را به اوج معنويت مي كشاند و گاه جذبه كلام مولا روح را تا معراج پر مي دهد. به شيوا تربن بيان و رساترين گفتار با تو سخن مي گويد و حتي درددل مي كند و اي كاش مي توانستيم محرم رازهاي مولا باشيم...

وصف آن را فقط خود تو مي تواني با خواندن و دركش بفهمي.!

لحظه اي تامل....

بياييد عهدي ببنديم. هفته اي نيم ساعت(هفته اي 336 نيم ساعت است) كه در ماه 2 ساعت و در ساعل24 ساعت ميشود  در كلام مولا غرق شويم . خطبه ها و نامه ها و حكمت هاي مولا را بخوانيم  و آنگاه به عظمت مولايمان و به عظمت خالق علي پي  مي بريم . نهج البلاغه آينه تمام نمايي است براي زيستن در صراط مستقيم.نبايد بگذاريم غفلت ها راه را برايمان ظلماني كند اگر به سوي حقيقت در حركتيم.....

جرج جرداق مسيحي(استاد ادبيات عرب در لبنان) اينگونه زبان به اعتراف گشوده است ((جاذبه هاي كلمات امام علي (ع) شوري در من ايجاد كرد كه 200 بار نهج البلاغه را مطالعه كردم)). حكايت ما مثل اين ضرب المثل است: آب در كوزه و ما تشنه لبان گرد جهان مي گرديم....

و اكنون پيوندي سبز با مولايمان بببنديم.پيماني از جنس عشق....سعي كنيم شيعه باشيم شيعه علي.

 

یا علی

التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه 16 دی1385ساعت 0:26 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 
اللهم عجل لولیک الفرج

فراگيرى ستم و فساد از نشانه هاى ظهور

در روايات ماءثوره از معصومين عليه السلام آمده است كه پيش از ظهور مهدى عليه السلام ظلم و فساد، جهان را فرا مى گيرد، انحراف و كجروى به اوج مى رسد. بسيارى از گناهان بزرگ رواج مى يابد.

پيامبر اسلام مى فرمايد:

((المنتظر الذى يملاء الله به الارض قسلطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما))
زمين را خداوند، به وسيله مهدى منتظر عج پر از عدل و داد مى كند، همان گونه كه پر از ستم و جور شده است .
مضمون جمله فوق از ائمه معصومين عليه السلام نيز نقل شده است . در برخى از روايات همين باب بعضى از گناهانى كه پيش از ظهور رواج پيدا مى كند آمده است

 برخى ، از اين گونه روايات ، نتيجه گرفته اند كه وجود ستم و فساد و حكومتهاى خود كامه در جهان ، پيش از ظهور مهدى عليه السلام طبيعى است ، بلكه مقدمه ظهور و فرج آن حضرت است و ما نبايد با مقدمه ظهور آن حضرت مبارزه كنيم .
اينان ، با اين برداشت ، تشكيل حكومت اسلامى را در دوره غيبت ممنوع اعلام كرده اند؛ زيرا به پندار اينان ، هر اندازه دولت اسلامى موفقيت كست كند، از ظلم و فساد كاسته مى شود و ظهور امام عليه السلام كه مشروط به پر شدن زمين از فساد و ستم است ، به تاءخير مى افتد!

نقد و بررسى

پيامدهاى زيانبار اين برداشت از روايات ، تا حدودى روشن است . زيرا بر اساس اين تفكر، امر به معروف و نهى از منكر و دخالت در امور سياسى ، نه تنها جايز نيست كه بايد به كسانى كه به اين مسائل مى پردازند، مخالفت كرد:
آنان اجازه هيچ گونه فعاليت سياسى خلاف رژيم طاغوتى را به اعضاى خويش نمى دادند و تمام فعاليتهاى گروههاى مبارزاتى مسلمان را بدون پشتوانه فرهنگى ، مردمى و مردود مى دانستند و متقابلا رژيم طاغوت هم هيچ برخوردى جدى با تشكيلات آنان داشت .

صاحبان اين تفكر، راه و حركت امام خمينى را تخطئه مى كردند. و ارتباط با امام و ياران او را، گناهى نابخشودنى مى دانستند . اين برداشت از روايات ، به دلايل زير باطل است :

به نتيجه اين برداشت ، هيچ فقيهى نمى تواند ملتزم باشد، زيرا لازمه اين تفكر، تنها عدم مشروعيت حكومت نيست ، بلكه هر عمل مصلحانه اى بايد از ديدگاه آنان جايز نباشد. از امر به معروف و نهى از منكر در امور جزئى گرفته تا مبارزه با ستم و حكومتهاى ستمگر. حال آن كه امر به معروف و نهى از منكر، از ضروريات اسلام و بر هر فرد مسلمان ، انجام آن واجب است .افزون بر اين ، پيامبر گرامى اسلام مدينه فاضله در خصوص وظايف منتظران مهدى (ع ) مى فرمايد:
((طوبى لمن ادرك قائم اهل بيتى و هو مقتد به قبل قيامه ، يتولى وليه ، و يتبرا من عدوه و يتولى الائمة الهادية من قبله ، اولئك رفقايى و ذوو ودى و مودتى ، و اكرم امتى على ))

خوشا به حال كسى كه به حضور((قائم (( برسد و حال آنكه پيش از قيام او نيز، پيرو او باشد. آن كه با دوست او دوست و با دشمن او دشمن و مخالف است و با رهبران و پيشوايان هدايتگر پيش از او نيز دوست است .
اينان ، همنشين و دوستان من ، و گرامى ترين امت در نزد من هستند.

بزرگترين مبارز، عليه ظلم و جور حكومتهاى باطل ، خود مهدى است ، پس چگونه ممكن است كه جامعه منتظر در اين بعد به او اقتدا نكند و به او مانند نشود.

بنابراين ، انسان منتظر، نمى تواند در برابر فساد و ستم و حكومتهاى جور بى تفاوت باشد، تا چه رسد به اين كه مؤ يد آنان باشد.

لازمه اين تفكر اين است كه قيام و اقدام پيامبرمدينه فاضله و ائمه معصومين (ع ) نيز براى تشكيل حكومت ، درست نبوده است ؛ زيرا اين حديث ، هم از پيامبرمدينه فاضله و هم از ديگر ائمه نقل شده است و مضمون آن نيز، مقيد به زمان خاصى نيست . بنابراين ، بايد تلاشهاى ائمه (ع ) و حتى پيامبررا در راه تشكيل حكومت اسلامى منكر شويم ، و يا((نعوذ بالله (( آنها را نيز محكوم كنيم ؛ زيرا همه اينها حركتهاى اصلاحى قبل از ظهور بوده است . پس برداشت فوق ، با سيره قطعيه معصومين (ع ) ناسازگار است ، زيرا آنان ، با اين كه در انتظار حكومت جهانى مهدى (ع ) بودند، لحظه اى از تلاش و كوشش در راه مبارزه با حكومتهاى جور باز نمى ايستادند. احاديثى كه از على (ع ) درباره ظهور مهدى (ع ) نقل شده ، بيانگر آن است كه آن حضرت ، با اين كه در انتظار حكومت جهانى مهدى (ع ) بوده ، ولى اين انتظار، او را از تلاش و مبارزه باز نمى داشته است . براى كسى كه اندك آشنايى با تاريخ اسلام داشته باشد، مى داند كه على (ع ) تا آخرين لحظات زندگى در تلاش و مبارزه براى تحقق حكومت حق بود و هنوز از جنگ با خوارج نياسوده بود كه در نهروان ايستاد و مردم را به جنگ با معاويه دعوت كرد.

 

 

 

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 آبان1385ساعت 5:42 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

گفته بودم چو بياي غم دل با تو بگويم

چه بگويم ؟ كه غم ازدل برود چون توبياي

 

سخت تر از ثانيه ها نفس مي كشم.

سنگين تر از لحظه هاي انتظار

و بي پروا در فراقت اشك مي ريزم

حس غريب قشنگ من

بهانه زيستنم

نرگس ياس كبودم

كوچه هاي انتظار بي قرار تو

درمانده تر از فرياد بي كسي

غمگين تر از ياس

و سرشار از اميد

ترانه آمدنت را سر داده اند

خيمه ها را همه اتش زده اند.

خيمه محبت

خيمه صفا

خيمه انتظار در التهاب  تو مي سوزد...

بغض سختي بر سينه ها لانه گزيده

بغضي كه مجالي براي گسستن نمي يابد

و من خسته و بي پروا برايت غصه مي گويم

غصه اي شيرين

اما داغدار

دلم تنگ است

دلم تنگ است

و يادت مرا بي تاب تر و آرام تر مي كند

و سامان قلبم جر با نگاهت ممكن نيست

پس سامانم بده

سامانم بده.....

***************اللهم عجل لوليك الفرج***************

 

زمين خالى از حجّت نمى‏ماند

 در جهان بينى مكتب اهل‏بيت  ‏عليهم السّلام  انسان بدون امام معصوم، و زمين خالى از حجّت بحق الهى، نخواهد ماند؛ چرا كه بدون امام معصوم هدايت و كمال صحيح و شايسته انسانى ميسّر نخواهد شد. بعلاوه حفظ نظام هستى به بركت وجود حجت‏هاى خداوند است. بر اين حقيقت در جاى جاى روايات رسول اكرم‏صلى الله عليه و آله  و ائمه اطهارعليهم السّلام  به شيوه‏هاى مختلف تصريح شده است. منتهى گاهى زمينه و شرايط براى حضور علنى و آشكار امام‏عليه السلام  فراهم است در نتيجه او به گونه‏اى كه همه مردم او را مى‏شناسند و به او دسترسى دارند در ميان آن‏ها زندگى مى‏كند، اما در شرايط خاصى به جهت وجود خطرات جانى يا مصالح ديگرى كه خداوند به آنها عالم‏تر است مشيّت الهى اقتضاء مى‏نمايد كه امام‏عليه السلام پنهان از چشم مردم زندگى كند. در اين باره روايات زيادى نقل شده است. جهت آشنايى بيشتر با اين موضوع به ذكر دو حديث از روايات حضرت على‏عليه السلام  اكتفا مى‏شود.

  - عن على‏عليه السلام  قال: اللّهم انه لابدَّ لارضك من حجّة لك على خلقك، يهديهم الى دينك و يعلّمهم علمك لئلا تبطل حجّتك و لا يضلّ أتباع اوليائك بعد اذ هديتهم به اما ظاهر ليس بالمطاع او مكتتم مترقّب، ان غاب عن النّاس شخصُهُ فى حال هدايتهم فانّ علمه و آدابه فى قلوب المؤمنين مثبتة، فهم بها عاملون]

 بار خدايا! همواره بايد در روى زمين تو حجتى براى بندگانت داشته باشى تا خلق را به دينت راهنمايى كند، و علم تو را به آنها بياموزد تا حجّت تو تباه نشود و پيروان اولياء تو بعد از آنكه آن‏ها را هدايت كرده‏اى دوباره گمراه نگردند. [حجت تو] يا ظاهر و آشكار خواهد بود كه اطاعت او را نمى‏كنند و يا از ديده‏ها نهان خواهد بود كه مردم در انتظار او به سر مى‏برند. اگر شخص و جسم او در حال هدايت مردم از آنان غائب باشد علم و آدابش در قلب‏هاى عاشقان حق پايدار است و آن‏ها به آن علم و آداب پايبند هستند و به آن عمل مى‏كنند.

  - اللّهم بلى لا تخلو الارض من قائم لِلّه بحجّةٍ: امّا ظاهراً مشهوراً و امّا خائفاً مَغموراً لئلا تبطُلَ حجج اللّه و بيّناته و كم ذا و أين؟ اولئك واللّهِ الاقلّون عدداً و الاعظمون عنداللّه قدراً يحفظُ اللّه بهم حُججه و بيّناته... اولئك خلفاء اللّه فى ارضهِ و الدعاةِ الى دينهِ.

... بارخدايا آرى! زمين از امامى كه قيام بر حق كند خالى نخواهد ماند. او يا آشكار و شناخته شده است يا ترسان و پنهان است تا حجت‏ها و دليل‏هاى روشن خدا (يعنى اصول و احكام دين و تعاليم انبياء) از بين نرود. اما اينكه ايشان چند نفرند و كجايند؟ به خدا سوگند از نظر تعداد آن‏ها بسيار كم هستند ولى از جهت منزلت و بلندمرتبه‏گى در نزد خداوند بسيار بزرگوارند. خداوند به وسيله ايشان حجّت‏ها و دليل‏هاى روشن خود را حفظ مى‏كند... آنان خلفا و نمايندگان خدا در روى زمين هستند و مردم را به سوى دين و احكام و مقررات او دعوت مى‏كنند...

 

چهل حديث امام مهدى عليه السلام

در كلام اميرالمومنين عليه السلام

سيد صادق سيد نژاد

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 6 آبان1385ساعت 0:20 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

شب هاي قدر عالي ترين لحظات براي  عروج به انسانيت است.رسيدن به بندگي. در شب هاي قدر شياطين در بند هستند و هيچ فاصله اي بين خداوند و بنده اش نيست.شبي كه قرآن در آن نازل گشته،(انا انزالناه في ليله القدر)‌اين كتاب هدايت و زندگي.در اين شب سعادت شقاوت خوبي ها بدي ها ناملايمات و رزق و مرگ انسان رقم مي خورد و تقدير مي شود.

انسان مي تواند بر بال دعا بنشيند و با بندگي و استغفار سرنوشت خود را تعيين كند.خداوند انسان را مختار آفريد در اين شب مي تواند با اعمال اختياري كه خداوند براي او قرار داده راه سعادت را طي كند.در شب زتده داري اين شب پر فيض تاكيدات بسياري آمده است.

امام صادق(ع) به ابو بصير مي ‌فرمايد: در هر يك از دو شب بيست و يكم و بيست و سوم صد ركعت نماز بخوان، تا مي‌تواني آن دو شب را تا سپيده صبح شب زنده داري كن، در آن دو شب غسل كن. ابوبصير عرض كرد: اگر نتوانستم ايستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان. اگر باز هم نتوانستم؟ خوابيده بخوان.

اگر باز هم نتوانستم؟ ايرادي ندارد كه سر شب كمي بخوابي و باقي مانده شب را به هر نحوي كه مي‌تواني به عبادت بپردازي، چون در ماه رمضان، درهاي آسمان گشوده است، شيطان ها در زنجيرند و اعمال مؤمنان پذيرفته مي‌شود.

اين حديث اهميت شب قدر را به خوبي بيان مي كند.از پيامبر اكرم(ص) نيز نقل است:از خداوند به دور باد و نفرين بر كسي كه به شب قدر برسد و زنده باشد اما آمرزيده نشود.

خداوند درهاي رحمتش را زيبا به سوي بندگانش گشوده است و شايسته است بندگان نيز زيبا پاسخ محبت هايش را بدهند.صفاي شب زنده داري شب قدر انسان را به اوج بندگي مي كشاند. و باعث رهايي انسان از عذاب دوزخ مي گردد. از حضرت پيرامون شب زنده داري ب قدر نقل است كه فرمودند: كسي كه شب قدر را شب زنده داري كند.تا شب قدر آينده عذاب دوزخ از او دور خواهد بود.امام موس كاظم نيز مي فرمايند:كسي كه در شب قدر غسل كند و تا سپيده صبح شب زنداره نمايد گناهانش آمرزيده مي شود.همه اين روايات اين را مي رساند كه خداومند برخي مقدرات و پاداش هاي رابه دست انسان در اين شب رقم مي زند. و چه دلنشين است كه بداني مورد آمرزش حضرت دوست قرار گرفتهاي و مي تواني نزديكي خود را به او احساس كني ودر سايه رحمت او نفس بكشي و سعادت را تجربه كني.

 

 

التماس دعا

یا علی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 20 مهر1385ساعت 6:4 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

هر کس برای خود پناهی گزيده است, ما در پناه قائم آل محمديم.

*** اللهم عجل لوليك الفرج***

 

 

در ادامه مباحثي كه مطرح شده اكنون به ابعاد ديگر انتظار مي پردازيم:


نبوت‌              
يك‌ بعد انتظار، توجه‌ به‌ پيامبران‌ و مكتب‌ پيامبران‌ و تجديد عهد با آنان‌ است‌. منتظران‌ چشم‌ براه‌ كسي‌ هستند كه‌ در او صفات‌ و آثارپيامبران‌ گرد آمده‌ و هنگامي‌ كه‌ ظاهر گردد آن‌ آثار در او ديده‌ خواهد شد او از اهلبيت‌ پيامبر و دوازدهمين‌ وصي‌ و جانشين‌ او است‌ وچون‌ ظاهر گردد پرچم‌ پيامبر را در دست‌ گيرد و به‌ سنت‌ او عمل‌ نمايد. نخستين‌ اصحاب‌ او 313 نفر خواهند بود؛ به‌ تعداد اصحاب‌ پيامبردر جنگ‌ بدر. در كتاب‌ بحارالانوار حديثي‌ آمده‌ كه‌ «هركس‌ از شما در حال‌ انتظار ظهور حاكميت‌ دين‌ خدا درگذشت‌ مانند كسي‌ است‌ كه‌در خدمت‌ قائم‌ باشد و در خيمه‌ ي‌ او... نه‌ بلكه‌ مانند كسي‌ است‌ كه‌ در ركاب‌ قائم‌ بجنگد نه‌ به‌ خدا سوگند بلكه‌ مانند كسي‌ است‌ كه‌ درركاب‌ پيامبر(ص‌) شهيد شده‌ باشد


اين‌ تعاليم‌ همه‌ توجه‌ دادن‌ به‌ اصل‌ مهم‌ نبوت‌ است


امامت‌


اعتقاد به‌ امامت‌ نيز در انتظار به‌ خوبي‌ روشن‌ است‌. امام‌ مهدي‌ اروحنا فداه‌ وصي‌ رسول‌ خدا و خاتم‌ ائمه‌ي‌ طاهرين‌ است‌. امامان‌ همه‌ اورا ياد كرده‌اند آن‌ حضرت‌ مظهر قائم‌ جاري‌ امامت‌ است‌ و دين‌ خدا به‌ او قيام‌ مي‌كند و زنده‌ مي‌شود. او مشعل‌ راه‌ حيات‌ و تكليف‌ است‌.انتظار مشهور او بزرگترين‌ تاكيد است‌ بر اصل‌ اعتقادي‌ امامت‌ و رهبري‌. در احاديث‌ تاكيد بسيار شده‌ بر شناخت‌ امام‌ و خط‌ امامت‌


امام‌ صادق‌(ع‌) مي‌فرمايد: امام‌ خود را بشناس‌ اگر امام‌ را شناختي،‌ چه‌ ظهور زودتر اتفاق‌ افتد يا ديرتر به‌ تو زياني‌ نمي‌رساند. در احاديث‌ائمه‌(ع‌) تاكيد شده‌ بر اينكه‌ در عصر غيبت‌ راه‌ امامان‌ را بپيمائيد و از تعاليم‌ و احكام‌ آنان‌ پيروي‌ كنيد به‌ تولاي‌ آنان‌ چنگ‌ زنيد و ازدشمنان‌ و مخالفان‌ آنان‌ تبري‌ بجوئيد و كناره‌ گيريد


قرآن


امر مهم‌ ديگري‌ كه‌ هر منتظري‌ بايد متوجه‌ آن‌ باشد كتاب‌ خدا و قرآن‌ كريم‌ است‌ مهدي‌ اروحنا فداه‌ زنده‌ كننده‌ي‌ همه‌ي‌ احكام‌ قرآن‌است‌ انسان‌ منتظر همواره‌ اين‌ آمران‌ را در دل‌ زنده‌ مي‌دارد كه‌ روزي‌ با ظهور جهانگير مهدي‌ آل‌ محمد(ع‌) و آخرين‌ خليفه‌ي‌ آورنده‌ي‌قرآن‌، احكام‌ قرآن‌ جاري‌ مي‌شود و قرآن‌ در سراسر جهان‌ حاكميت‌ مي‌يابد و كتاب‌ آسماني‌ برنامه‌ي‌ زندگي‌ انسان‌ زميني‌ مي‌گردد


عدل‌


اين‌ بعد و توجه‌ به‌ آن‌ در مساله‌ي‌ انتظار بسيار روشن‌ است‌. انتظار مهدي‌ اروحنافداه‌، انتظار ظهور عدل‌ است‌ و آن‌ هم عدل‌ جهاني‌. آن‌حضرت‌ مظهر اسماي‌ الهي‌ است‌ از جمله‌ اين‌ دو اسم‌ مبارك‌ يا عدل‌ يا حكيم‌. حضرت‌ مهدي‌ اروحنا فداه‌ تجسم‌ اعلاي‌ حق‌ و تحقق‌والاي‌ عدل‌ است‌. اوست‌ كه‌ جهان‌ِآكنده‌ از بي‌ عدالتي‌ها و بيدادها را آكنده‌ از عدل‌ و داد مي‌كند و عدل‌ خدايي‌ را در همه‌ جا سرايت‌مي‌دهد. بطور كلي‌ تداعي‌ موضوع‌ عدل‌ و عدالت‌ و جهانگير شدن‌ آن‌ از انتظار جز بديهيات‌ است‌ انتظار يعني‌ چشم‌ براه‌ امامي‌ داشتن‌ كه‌چون‌ بيايد جهان‌ را از عدل‌ و داد مملو سازد


معاد


در امر انتظار، اصل‌ اعتقادي‌ بسيار مهم‌ معاد، همواره‌ حضور دارد. اين‌ حضور در سه‌ جهت‌ نمودار است‌


جهت‌ اول‌: اينكه‌ آن‌ حضرت‌ به‌ هنگام‌ ظهور ستمگران‌ را كيفر مي‌دهد و مومنان‌ را عزيز مي‌دارد و رحمت‌ الهي‌ را به‌ مومنين‌ مي‌چشاند واين‌ خود نمونه‌اي‌ است‌ از چگونگي‌ رستاخيز
جهت‌ دوم‌: اينكه‌ به‌ هنگام‌ ظهور آن حضرت‌ ،گروهي‌ از پاكان‌ و پليدان‌ به‌ جهان‌ باز مي‌گردند. به‌ تعبير قرآن‌ "يوم‌ لحشر من‌ كل‌ لامة‌ فوجاًروزي"‌ كه‌ از هر گروهي‌ برخي‌ را محشور مي‌سازيم‌ و اين‌ خود قيامت‌ صغرايي‌ است‌ و نشانه‌اي‌ براي‌ قيامت‌ كبرا


جهت‌ سوم‌: اينكه‌ ظهور آنحضرت‌ از اشراط‌ ساعت‌ است؛‌ يعني‌ علائم‌ قيامت؛‌ يكي‌ از نشانه‌هاي‌ حتمي‌ قيام‌ قيامت‌، ظهور آن‌ حضرت‌است‌ تا او نيايد و حكومت‌ عدل‌ را در جهان‌ برپاي‌ ندارد عمر جهان‌ به‌ سر نمي‌رسد و قيامت‌ برپا نمي‌گردد

 

 

التماس دعا

یا علی

+ نوشته شده در  شنبه 8 مهر1385ساعت 8:34 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

 

 به نام معبود محبوب

حاضري؟

زودباش داره دير مي شه

ديگه بايد رفت.

..................

سلام

وقتي مي خوايم بريم مهموني بهترين لباسارو مي پوشيم، بهترين عطر و مي زنيم.مخصوصا اگر ميزبانمون از باكلاسا و مهم باشه ما هم كم نمي ياريم.تو مهمونيم كه بهتر مي دوني...حسابي حواست هست اين كار و نكني اون كارو بكني با فلاني اين طور باشي با اون يكي اين طوري..خلاصه مهموني رفتنم آدابي داره.الان هم به يكي مهموني بزرگ و اشرافي دعوت شدي بزرگ ترين مهموني كه مي توني توي عمرت بري... با يك ميزبان با كلاس و حسابي. مي دوني كه هر ميزباني به اندازه كرمش سفره مي اندازه حالا ميزبان ما هم به اندازه كرمش كه بي حد و حسابه سفره اي مي اندازه كه اگر دست خالي بياي كنار بعدش كلي پشيموني بهت دست مي ده.... يك ماه مي شيني پاي اون سفره و حالا اگر نتوني حداقل يك سوم از نعمتايي كه توي اون سفره هست استفاده كني ديگه.......

چه قدر خدا بزرگه چقدر مهربون و باصفاست.... باور كنيد اين ديگه آخره لطفه فقط بايد خوب ديد و خوب شنيد و با دل رفت مهموني . دلي كه بره و برنگرده .... اين روزا عشق بازي بازارش داغه.اونم با معبود.معشوق واقعي .....

از همه التماس دعا دارم.... دعا براي آقا يادتون نره... آقا خيلي غريبه....

***اللهم عجل لوليك الفرج**

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 مهر1385ساعت 0:22 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

بسم رب مولانا المهدي (عج)

**اللهم عجل لوليك الفرج**

او كه منتظر مهدي موعود است بايد بداند انتظار چيست و نه به اسم، بلكه با تمام وجود آن را درك كند.زيباست وقتي كه واقعا دريافته باشي براي چه منتظري و براي چه اشك مي ريزي..نبايد خود را محدد كرد دانسته هاي انتظار بس بزرگ و قابل شگفتي است و همين سِر پنهان منتظر واقعي است.كشف شگفتي هاي انتظار و ادغام آن با روح منتظر از او انساني مي سازد كه به واقع به سوي حقيقت كمال پيش مي رود و وظيفه هر انساني كه خود را عاشق مولا مي داند و اسم منتظر را يدك مي كشد درك و فهم دوران غيبت امام زمان و معناي واژه انتظار است . انتظار ابعاد گوناگوني دارد.بعد قلبي، توحيدي، امامت، معاد و .....

 

اگر چه‌ بعد قلبي‌ انتظار خود در سه‌ مرحله‌ به‌ كمال‌ خود مي‌رسد
اول‌: ظهور و فرج‌ حضرت‌ بقية‌الله‌ (اروحنا فداه‌) را باور كردن‌ بدين‌ معنا كه‌ آن‌ قطعي‌ بوده‌ و به‌ يقين‌ تحقق‌ خواهد يافت‌ كه‌ البته‌ چنين‌باوري‌ بنا بر گفته‌هاي‌ خداوند و اولياي‌ معصوم‌ او لازم‌ الاعتقاد بوده‌ و منكر آن‌ كافر است‌

دوم‌: آنكه‌ ظهور را موقت‌ به‌ وقتي‌ نكند كه‌ در نتيجه‌ قبل‌ از فرا رسيدن‌ آن‌ هنگام‌ مايوس‌ باشد و اين‌ نيز به‌ مقتضاي‌ ادله‌ واجب‌ است‌ وليكن‌ به‌ گونه‌اي‌ كه‌ اگر نباشد موجب‌ فسق‌ است‌ نه‌ كفر. زيرا وي‌ گرفتار يأسي‌ است‌ كه‌ حرام‌ بوده‌ و مي‌توان‌ آن‌ را از احاديث‌ بسياري‌ ازجمله‌ رواياتي‌ كه‌ وقت‌گذاران‌ را دروغگو شمرده‌ است‌ استفاده‌ نمود

سوم‌: آنكه‌ حالت‌ انتظار لحظه‌ به‌ لحظه‌ در قلب‌ او موج‌ مي‌زند كه‌ مي‌توان‌ آن‌ را از رواياتي‌ چون‌ «انتظر الفرج‌ صباحا و مساء» صبح‌ و شام‌منتظر ظهور امام‌ زمان‌ باشيد؛ و هم‌ چنين‌ در حسن‌ زيبايي‌ كه‌ فرمود «ياتي‌ بغتة‌ كالشهاب‌ الثاقب‌» او ناگهاني‌ چون‌ شهاب‌ ظاهر خواهد شد؛و اين‌ مقتضاي‌ كمال‌ ايمان‌ و عدم‌ آن‌، نقض‌ ايمان‌ است‌ كه‌ به‌ مقتضاي‌ اين‌ درجه‌، مومن‌ بايد مانند كسي‌ باشد كه‌ خبر آمدن‌ مسافر را به‌ او داده‌اند و مسافر در راه‌ است‌ و هر لحظه‌ ممكن‌ است‌ برسد. اينك‌ برخي‌ ابعاد اين‌ باور را برمي‌شمريم….


توحيد

يكي‌ از ابعاد مهم‌ انتظار كه‌ پيوسته‌ بايد مورد توجه‌ باشد بعد توحيدي‌ آن‌ است‌. انتظار در ماهيت‌ خود انسان‌ منتظر را متوجه‌ مبدا عالم‌ وخداي‌ جهان‌ و سرچشمه‌ي‌ همه‌ي‌ هستها و هستي‌ها مي‌كند. انسان‌ منتظر همواره‌ چشم‌ به‌ راه‌ فرجي‌ است‌ كه‌ به‌ قدرت‌ مطلقه‌ي‌ الهي‌تحقق‌ خواهد يافت‌. منتظران‌ ،ديده به‌ راه‌ حضرت‌ مهدي‌ اروحنافداه‌ مي‌باشنداو كيست‌؟ او بنده‌ي‌ خدا، خليفه‌ي‌ خدا در زمين‌ است كه‌ به‌ قدرت‌ خدا زنده‌ است‌ و مشغول‌ عبادت‌ خدا و واسطه‌ي‌ فيض‌ الهي‌ است‌ و روزي ‌به‌ امر خدا براي‌ استقرار بخشيدن‌ دين‌ خدا ظاهر خواهد شد.اين‌ بعد توحيدي‌ ِانتظار و توجه‌ به‌ خدا و طلب‌ فرج‌ از درگاه‌ خدا از مهمترين‌ اصول‌ اين‌ اعتقاد و باور است.‌ پيغمبر اكرم‌(ص‌) مي‌فرمايد«افضل‌ اعمال‌ امتي‌ انتظار الفرج‌ من‌ الله‌ عزوجل‌» ارزشمندترين‌ كردار امت‌ من‌ انتظار گشايشي‌ از جانب‌ خداوند عزوجل‌ است

ادامه دارد...

التماس دعا

يا علي

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 شهریور1385ساعت 7:55 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 

 

ميلاد با سعادت يگانه منجي عالم تبريك و تهنيت باد.

 

آسمان هم از شوق رويت ديوانه شده است

ستارگان زيبايي رويت را خاشعانه تكبير گويند

 

دل ها همه عاشق شده اند و محبت رنگ انتظار مي گيرد...

                 

اكنون راز هستي، قلب امكان و مكان و شوق نرگس هاي منتظر جهان را بي تاب خود كرده است.

و زمزمه اي آرام و زيبا طنين ضربان ياس ها گشته است.....

اللهم عجل لوليك الفرج

                                                 

التماس دعا

یا علی

 

+ نوشته شده در  جمعه 17 شهریور1385ساعت 0:49 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس | 
 

  پیروزی شیرین حزب الله بر همه مسلمانان تبریک و تهنیت باد.

یا علی

التماس دعا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مرداد1385ساعت 8:25 قبل از ظهر  توسط منتظر نرگس |